تبليغاتX
کارگاه شعر علی امیری (باران گنابادی) -
گزیده مقالات و سخنرانیها و بحث و گفتگو ها در مورد شعر امروز ایران

 

 آنچه درباره‌ي تجربه‌ي خصوصي اساسي است به راستي اين نيست كه هر كس نمونه‌ي خاص خود را دارا است، بلكه اين است كه هيچكس نمي‌داند آيا ديگران هم همين را دارند يا چيزي ديگر را. پس اين فرض ممكن- هر چند تحقق ناپذير- مي‌بودكه يك قسمت از بشريت از قرمز يك احساس را داشته باشد و بخشي ديگر احساسي ديگر.

 

درباره‌ي واژه‌ي«قرمز» چه بايد بگويم؟- بگويم به چيزي دلالت مي‌كند«رو در روي همه‌ي ما» و از اين رو هر كس بايد به راستي واژه‌اي ديگر، علاوه بر اين يكي، داشته باشد كه دلالت به احساس خاص خود او از قرمز كند؟ يا شبيه اين است: واژه‌ي «قرمز» دلالتي دارد كه براي هر كس دانسته است؛ اما افزون بر اين براي هر كس، دلالتي دارد كه فقط براي همو دانسته است؟(يا شايد اين: به چيزي ارجاع مي‌دهد كه فقط براي او دانسته است.)

 

البته، گفتن اين كه واژه‌ي«قرمز» به چيزي خصوصي «ارجاع مي‌دهد» و نه «دلالت مي‌كند» به ما در درك كار ويژه‌ي آن كمترين كمكي نمي‌كند؛ اما براي تجربه‌اي خاص در كار فلسفي بياني است كه از ديد روانشناختي مناسبتر است. چنان است كه گويي من هنگامي كه واژه را به زبان مي‌آورم نگاهي زير چشمي به احساس خصوصي مياندازم، گويي به اين قصد كه به خود بگويم: كاملاً درست مي‌دانم كه منظورم از آن چيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط انجمن ادبی اندیشه سپید |