تبليغاتX
کارگاه شعر علی امیری (باران گنابادی) -
گزیده مقالات و سخنرانیها و بحث و گفتگو ها در مورد شعر امروز ایران

 

اكنون بگذاريد براي وارد كردن نشانه‌ي S در تقويم، كاربردي تصور كنيم. من متوجه مي‌شوم كه هر وفت فلام احساس خاص را دارم فشار سنج نشان مي‌دهد كه فشار خونم بالا رفته است. پس قادر خواهم بود بدون كاربرد هيچ ابزاري بگويم فشار خونم بالا رفته است. اين نتيجه‌ي مفيدي است. و اكنون كاملاً بي تفاوت مي‌نمايد كه آيا احساس را درست تشخيص داده‌ام يا نه. بياييد فرض كنيم من منظماً آن را غلط تشخيص دهم، كمترين اهميتي ندارد. و اين به تنهايي نشان مي‌دهد كه اين فرضيه كه من اشتباه كرده‌ام نمايش صرف است. (گويي كه دگمه‌اي را فشارد داده باشيم كه به نظر مي‌يايد براي روشن كردن يك قسمت دستگاه به كار رفته؛ اما در واقع يك تزيين صرف است، و اصلاً به دستگاه وصل نيست).

و اينجا دليل ما براي اينكه «S» را نام يك احساس بخوانيم چيست؟ شايد نحوه‌ي به كار گرفتن اين نشانه در اين بازي زباني.- و چرا يك «احساس خاص»، يعني هر بار همان احساس؟ خوب، مگر فرض نمي‌كنيم كه هر بار«S» را مي‌نويسيم؟

 «كسي را تصور كنيد كه حافظه‌اش نمي‌تواند معناي واژه‌اي«درد» را حفظ كند- به طوري كه دايم چيزهاي متفاوتي را با اين نام مي‌ناميد- اما با اين همه واژه را به طريقي مناسب با نشانه‌ها و پيشفرضهاي معمول درد به كار مي‌برد!»- خلاصه آن را همان گونه به كار مي‌برد كه همه‌ي ما. اينجا مي‌توام بگويم: چرخي كه بتوان آن را چرخاند بدون اين كه چيزي با آن حركت كند، بخشي از دستگاه نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط انجمن ادبی اندیشه سپید |